یا مهدی(ع) ادرکنی
دلم برایش تنگ شده است خدایا او رابفرست
گفتم:که روی خوبت،از من چرا نهان است؟ گفتا:تو خود حجابی،ورنه رخم عیان است! گفتم که از که پرسم،جانا نشان کویت؟ گفتا نشان چه پرسی؟آن کوی بی نشان است! گفتم:مرا غم تو،خوشتر ز شادمانی گفتا:که در ره ما، غم نیز شادمان است! گفتم که سوخت جانم،از آتش نهانم گفت آنکه سوخت جان را،کی ناله یا فغان است! گفتم فراق تا کی؟گفتا که تا تو هستی! گفتم نفس همین است؟گفتاسخن همان است! گفتم که حاجتی هست،گفتابخواه از ما! گفتم غمم بیفزا،گفتا که رایگان است! گفتم ز فیض بپذیر،این نیم جان که دارد گفتا نگاه دارش،غمخانه تو جان است!
آخرین مطالب پيوندها
|
||
![]() |